کارگاه ویرایش

جلساتِ ویراستاری دانشگاهِ فردوسی

سال سوم، جلسة چهارم، 29/7/1391

طبق برنامه‌ای که در جلسة سوم اعلام شده بود، اولین برنامة جلسة چهارم بررسی مقالة «از مقتضیات زبان فارسی در ترجمة قرآن کریم» بود. این مقاله همراه با مجموعه‌ای از سایر مقالات آقای مرتضی کریمی‌نیا در حوزة ترجمة قرآن کریم در کتابی با عنوان ساخت‌های زبان فارسی و مسئلة ترجمة قرآن توسط انتشارات هرمس چاپ شده است. دکتر مهدوی در بیان خلاصه‌ای از این مقاله گفت که مؤلف به بیان برخی نکات نحوی در زبان عربی می‌پردازد که هنگام برگردان به فارسی، به‌ویژه با توجه به مخاطب فارسی‌زبان امروز، باید تغییر کند. خلاصه‌ای از آن‌چه در این مقاله مطرح شده است در خود متن این‌گونه آمده است: «مباحثی که در گزینش این مقال گرد آمده‌اند عبارت‌اند از: 1. صفت 2. ضمیر 3. موصول؛ و در هر بخش تنها پاره‌ای از الگوهای به‌کار آمده در قرآن کریم بررسی شده است. نتایج طرح‌شده در هر مبحث، پیشنهاداتی بیش نیستند و به هیچ رو سخن نهایی به شمار نمی‌آیند. امید داریم نقد و اصلاحِ این پیشنهادها بر غنای ترجمة فارسی قرآن بیفزاید.» (ص 35)

مؤلف سپس ذیل هرکدام از این مباحث و زیرمجموعه‌هایشان به ذکر اشتباهات مترجمان مختلف قرآن کریم در برگردان این ساختارها از زبان عربی به فارسی سلیس کرده است که برخی از آن‌‌ها در جلسه خوانده شد. دکتر خزاعی‌فر معتقد بود که این نوع ایرادات ناشی از جهل مترجمان نسبت به زبان فارسی نیست چرا که اکثر ایشان از ادبا و متخصصان سرشناس و پرتجربه در حوزة کاری خود هستند، بلکه این ایرادات عموماً ناشی از شیفتگی آن‌ها به کلام خدا و زبان عربی می‌باشد. ایشان از همین مسئله نتیجه گرفت که تقریباً تمام کارهایی که در زمینة پژوهش در ترجمه‌های قرآن شده است از همین سنخ می‌باشد و حرف نویی نگفته‌اند و به‌جای پرداختن به علت‌ها (چرایی این‌گونه ترجمه کردن) به سراغ معلول‌ها (خود ترجمه فارغ از مترجم آن) رفته‌اند.

دیدگاه دکتر مهدوی و خانم یدالهی در این‌باره کمی متفاوت بود. دکتر مهدوی معتقد بود که از مترجمانی چون خرمشاهی و فولادوند که با نظریات نوین‌تر ترجمه و زبان‌شناسی آشنا هستند انتظار می‌رود که وفاداری در ترجمه را به برگردانِ عینی کلمات و ساختارها تفسیر نکنند و با کنار گذاشتن این نوع شیفتگی‌های مخرب، ترجمه‌ای از قرآن ارائه دهند که مطابق با فارسی صحیح باشد. خانم یدالهی هم معتقد بود که متأسفانه دانش فارسی برخی از مترجمان قرآن ضعف و نقص دارد و برخی از این اشتباهات ربطی به شیفتگی ایشان به قرآن ندارد.

آقای علیخان‌زاده اولین کسی بود که در این جلسه به بررسی اثری ترجمه‌شده به فارسی پرداخت. ایشان کتاب هایکو (این جهان دیگر) را انتخاب کرده بود که مجموعه‌ای است از هایکوهای ریچارد رایت با ترجمة دکتر احمد محیط. مترجم در مقدمه گفته است که از زبان رسمی نوشتاری استفاده کرده است مگر در مواردی استثنایی. در ادامه چند هایکو با متن اصلی مطابقت داده شد. در یکی از موارد، مترجم در برابر be beaten از «برکوفته شو» استفاده کرده بود که ترجمه‌ای از ساختار انگلیسی به‌نظر می‌رسد. در هایکویی دیگر، در برابر a bright window pane، «قاب پنجره‌ای براق» آورده شده است که کژتابی دارد و دوجور خوانده می‌شود و بهتر است از «قاب براق/درخشان یک پنجره/پنجره‌ای» استفاده شود. در همین هایکو، مترجم one slowly crawling fly را به «یک مگس کندرو که بر آن می‌خزد» برگردانده است که کاربرد این ترکیب، نامناسب به‌نظر می‌رسد.

در مورد استفاده از زبان محاوره هم چند نکته مطرح شد؛ اول این‌که املای کلمات محاوره‌ای یک‌دست نبود، مثلاً در «تصمیمتو بگیر آقا حلزون!»، «رو (را)» به کلمة قبل از خود چسبیده است اما در چند مورد دیگر این‌گونه نیست (مثلاً «خورشید رو به پایین برونن»). دو این‌که کاربرد زبان محاوره یک‌دست نبود، مثلاً در «که تونستن بر متن آسمانی اندوهگین و تیره»، بین دوقسمت مشخص‌شده ناهمخوانی لحنی وجود دارد. سوم این‌که مترجم در برخی موارد بیش از حد بومی‌سازی کرده است و مثلاً October را به «مهرماه» یا soup را به «آبگوشت» برگردانده است که توجیهی برای این کار وجود ندارد.

اثر بعدی که بررسی شد، گتسبی بزرگ با ترجمة کریم امامی بود. آقای زمانی در بررسی ترجمة این اثر به این نتیجه رسیده بود که جملات، و حتی واحدهای بزرگ‌تر، فراوانی در متن هستند که خوانندة فارسی را با مشکل مواجه خواهند کرد. ایشان با ذکر چند نمونه نشان داد که مترجم در مواردی متن مبدأ را کاملاً تحت‌اللفظی برگردانده که نتیجة آن عبارت‌های ناآشنای فراوان برای خوانندة مقصد است. نکتة مهمی که در مورد این ترجمه و برخی ترجمه‌های قدیمی‌تر از مترجمان بزرگ مطرح شد، این بود که مشکل این ترجمه‌ها ناشی از اعتقاد همیشگی یا مقطعی این مترجمان به ترجمة دقیق آثار ادبی است. ایشان در شیوة نگارش غربی چیزهایی را دیده بودند که اعتقاد داشتند باید در برگردان اثر هم حفظ شود، بنابراین حاصل ترجمة متن ادبی متنی می‌شود تقریباً ناخوانا به این دلیل که می‌خواهیم بدانیم نویسندة اصلی چه‌طور بیان مقصود کرده است.

سال سوم، جلسة پنجم، 6/8/1391

برای این جلسه مقرر شده بود تا مقالة «ترجمة مجدد: بررسی تطبیقی پنج ترجمه از شازده کوچولو به زبان فارسی» نوشتة سمیرا صادقیان بررسی شود. به همین دلیل بحثی در مورد ترجمة مجدد مطرح شد. دکتر خزاعی‌فر در مقدمه‌ای بر این بحث مطرح کرد که دو مسئله در مورد ترجمة مجدد باید در نظر گرفته شود: ضرورت انجام این کار، و امکان انجام آن. ایشان در ادامه اضافه کرد که در غرب، مترجم تصمیم‌گیرندة این کار نیست و انتشاراتی با بررسی دو مسئلة پیش‌گفته، وقتی به این نتیجه رسید که اثری باید مجدداً ترجمه شود آن را به مترجم سفارش می‌دهد.

اما در ایران و در مورد آثار ادبی، مترجم تصمیم‌گیرندة اصلی در این حوزه است پس دلایل انجام آن بسیار متنوع و خاص هستند، اما احتمالاً تنها دلیلی که برای این کار وجود ندارد، علی‌رغم عنوان شدنِ آن در مقدمة اکثر ترجمه‌های مجدد، ضعف کیفی ترجمه‌های قبلی است. دلیل دیگری هم که اغلب ذکر می‌شود، مسئلة تجدید زبان در بازه‌های 20 تا 25 ساله است اما این مطلب در مورد زبان فارسی چندان صادق نیست و اگر هم باشد، بازة زمانی لازم برای تغییرات گسترده در زبان فارسی شاید به 200 سال برسد.

یکی از دلایل انجام ترجمه‌های مجدد این است که مترجم می‌خواهد فرصتی برای خود ایجاد کند تا توانایی خود را در بخش یا زمینة خاصی نشان دهد (مثلاً شاملو در ترجمة دُن آرام می خواست تا توان محاوره‌نویسی خود را نشان دهد در حالی‌که متن اصلی آن‌چنان هم زبان محاوره‌ای ندارد). متأسفانه گاهی هم مترجم بدون مراجعه به متن اصلی یا با حداقل مراجعه، کار خود را از روی ترجمه‌های موجود به انجام می‌رساند و در واقع بازنویسی‌ای از ترجمه‌های پیشین را ارائه می‌دهد. یکی دیگر از دلایلی هم که آقای اکبری به آن اشاره کرد، وجودِ مترجمانی است که فقط مترجم هستند و دانش و بینش ادبی برای انتخاب اثر جدید ندارند پس ناگزیر به سراغ آثار مشهوری می‌روند که امتحان خود را در بازار نشر پس داده‌اند.

یکی از سؤالات مطرح‌شده دربارة ترجمة مجدد این بود که آیا وجود مثلاً 16 ترجمه از شازده کوچولو به غنای زبان فارسی کمک می‌کند؟ به‌نظر می‌رسد باتوجه به آن‌چه که دربارة دلایل ترجمة مجدد در ایران مطرح شد، پاسخ این سؤال منفی باشد آن هم در حالی‌که آثار فراوانی از ادبیات کلاسیک و معاصر دنیا وجود دارد که هنوز به فارسی ترجمه نشده است. اما نکته‌ای که در این زمینه مطرح شد این بود که در شرایط فعلی، ما نیاز به خواندن داریم بنابراین هر اثری و به هر دلیلی هم که چاپ بشود خوب و مناسب است.

سؤال دیگری که مطرح شد این بود که آیا خوب است فرد به‌جای آن‌که به ترجمة مجدد اثری اقدام کند، ایرادهای مدنظر خود را به مترجم و ناشر انتقال دهد تا در چاپ‌های بعدی رفع شوند؟ دو نکته در پاسخ به این سؤال عنوان شد؛ اول آن‌که وقتی فرد زمانی را برای بررسی اثر صرف می‌کند باید این کار وی به طریقی جبران شود، مثلاً اگر نام او هم در چاپ‌های بعدی ذکر نمی‌شود بخشی از حق ترجمه به وی پرداخت شود. دوم آن‌که این روش در جوامع دموکراتیک امری پذیرفتنی است اما در ایران، این کار را نقد ترجمه می‌دانند که کاربرد آن هم دو نوع است: یا زدن پنبة یک اثر یا یک نفر، یا نان به قرض هم دادن.

پس از مطرح شدن بحث نقد ترجمه، نظراتی هم در این زمینه عنوان شد. یکی از این نظرات این بود که عده‌ای معتقدند بهتر است در فضای فرهنگی موجود کشور به‌جای نقد ترجمه‌های موجود، ترجمه‌هایی بهتر ارائه داد تا به مرور زمان کارهای ضعیف کنار بروند. البته در این زمینه این خطر وجود دارد که جامعه براساس سطح توقع و سواد خود به سراغ آثار کم‌ارزش‌تری برود. آقای اکبری هم نقد ترجمه را به سه دسته تقسیم کرد: اول که گرفتن غلط‌های موجود در ترجمه‌هاست. از نظر ایشان این کار که بسیار هم رایج است چندان فایده‌ای ندارد چون در هر ترجمه‌ای می‌توان غلط‌هایی پیدا کرد و با این کار کمکی به روند ترجمه نمی‌کنیم. دوم بررسی و نقد ترجمه‌های ضعیفِ مترجمان نامدار است (مثلاً جشن بز نر با ترجمة جاهد جهان‌شاهی) که این کار می‌تواند مفید باشد. سوم هم نقد ترجمة ادبی براساس چارچوب و الگویی مشخص که این کار هم علمی و سودمند است.

آخرین برنامة این جلسه، بررسی ترجمه‌های ابراهیم گلستان و نجف دریابندری از رمان ماجراهای هاکلبری فین بود. خانم سیاح در بررسی خود متوجه شده بود که در ترجمة گلستان برخی از بخش‌ها بدون دلیل خاصی حذف شده‌اند و برخی قسمت‌ها، مثل عناوین فصل‌ها، ترجمه نشده‌اند. ضمن آن‌که دریابندری بیشتر از زبان محاوره‌ای استفاده کرده است تا لحن روایت این کودک کم‌سواد روستایی را بهتر حفظ کند.

نویسنده‌ی گزارش: آقای احمد حسین‌زاده

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1391ساعت 0:14  توسط   |