گزارشِ جلساتِ ششم و هفتم از سالِ سومِ جلساتِ ویرایش
سال سوم، جلسة ششم، 20/8/1391
براساس برنامة تعیینشده برای جلسات ویرایش، پس از پرداختن به بخشی از مسائل موجود در حوزة ادبیات ترجمهای، مقرر شده بود تا به آثار علمی تألیفی پرداخته شود. به همین منظور، از این جلسه مبحث ویرایش متون علمی تألیفی آغاز شد. در ابتدا سعی شد تا یک تعریف و دستهبندی برای این متونْ مشخص و انتخاب شود تا بحثهای جلسات آینده بر همین مبنا پیش رود.
متون علمی را میتوان براساس موضوعی که به آن میپردازند به دو دستة انسانی و تجربی تقسیم کرد، و هرکدام از این دو دسته را میتوان دارای چهار زیرمجموعه دانست: متون علمی آموزشی، علمی پژوهشی، علمی عمومی (ترویجی)، و علمی مرجع. تمام این متون بهدنبال پاسخ به سؤالاتی علمی هستند که در حوزة موردنظر خود مطرح شدهاند یا حداقل مؤلف تشخیص میدهد که چنین سؤالاتی ممکن است برای عدهای از مخاطبان آن حوزه مطرح باشد.
یکی از مسائلی که در حوزة ویرایش متون علمی مطرح میشود این است که آیا تفاوتی میان ویرایش متن علمی انسانی و متن علمی تجربی وجود دارد؟ و آیا نیازی به این نوع دستهبندی هست؟ در پاسخ باید به چند نکته توجه داشت، اول اینکه مجموعهای از اصول و کلیات زبانی هست که در تمام این متون یکسان هستند و ویراستار هم بدون توجه به نوع متن باید آنها را اعمال کند. اما نکتة دوم این است که در متون انسانی، با توجه به نزدیکتر بودن آنها به ادبیات، معمولاً مشاهده میشود که کاربرد زبان و صناعات ادبی پررنگتر از متون تجربی است، و از همین رو ویراستار این دسته از متون هم باید آشنا به این زبان باشد. البته باید توجه داشت که صناعت ادبی در چنین متونی نباید، برخلاف ادبیات، مرکز و هدف باشد.
در ادامة این جلسه، خانم یدالهی به معرفی اجمالی دو کتاب فارسی علمی قدیمی پرداخت. یکی گیهانشناخت، اثر حسن بن علی قطان مروزی تألیفشده در سالهای پایانی سدة پنجم هجری، و دیگری زاد المسافر، تألیف ناصر خسرو مربوط به سدة پنجم هجری. نکتهای که دکتر مهدوی در مورد کتابهای کهن یادآوری کردند این بود که برخی از این آثار بهنیت آموزش تألیف نمیشده اند اما بعدها بهعنوان منبع آموزشی عمومی یا گروهی خاص قرار میگرفتند، مانند حدیقة الحقیقة سنایی. البته براساس آنچه ناصر خسرو در مقدمة زاد المسافر آورده، این کتاب را بهقصد آموزش نوشته است.
یکی از سؤالاتی که در حوزة ویرایش آثار کهن مطرح است، این است که وقتی متنی تصحیحشده به دست ویراستار رسید، او باید چه نوع تغییراتی را بر آن اعمال کند؟ معمولاً فرض بر این است که مصحّح در سه زمینه متن را اصلاح میکند: پاراگرافبندی، گذاشتن علائم سجاوندی، و رسمالخط. البته از آنجا که اغلب مصححین، حتی افراد خبره، گاهی در هر سه حوزه، و گاهی در یک یا دو بخش ضعیف عمل کردهاند، بهتر است که ویراستار از هر سه دیدگاه، متن را ویرایش کند. نکتة مهم این است که برای انجام چنین کاری ویراستار حتماً باید با این نوع متون کاملاً آشنا باشد تا خودش بتواند آنها را درست بخواند.
در پایان جلسه مقرر شد که متون علمی آموزشی تألیفی بهعنوان اولین دسته از متون علمی در جلسات آینده بهلحاظ نکات ویرایشی بررسی شوند.
سال سوم، جلسة هفتم، 27/8/1391
در ابتدای این جلسه، خانم یدالهی مقالة نگاهی به جزوات درسی دانشگاهی و بررسی چند جزوه «فن ترجمه» را معرفی کرده و به بررسی آن پرداخت. دکتر امامزاده در این مقاله ابتدا تعاریفی لغوی و اصطلاحی برای «جزوه» میآورد، سپس دستهبندی پنجگانهای شامل «جزوة بیعنوان، جزوة دستنویس، جزوة کپیشده، جزوة نوشتهشده با ماشین تحریر، و جزوة بدون مقدمه، بدون فهرست، بدون ارجاعات» براساس ظاهر جزوه ارائه میدهد. ایشان در ادامه توصیههایی دربارة جزوات درسی میآورد که البته اکثر آنها سنخیتی با مسئلة جزوهنویسی ندارد و برخلاف معمول بهجای پایان مقاله، در اوایل آن آمده است. وی پس از برشمردن برخی نکات مثبت و منفی برای جزوه، به بررسی سه جزوة «فن ترجمه» میپردازد.
یکی از نقصهایی که در جزوات درسی، و حتی برخی کتابهای آموزشی، وجود دارد کمبود یا نبود مثال و تمرین است. توجیه این مسئله در مورد جزوات درسی میتواند این باشد که استادِ مؤلف، خواسته است بخشی از درس را در کلاس مطرح کند و در واقع جزوة او اثری است ناتمام که نقشة راه را نشان میدهد. این امر ناشی از این واقعیت است که جزوات درسی قائم به استاد هستند. البته این مطلب در مورد کتابهای آموزشی شکل دیگری دارد، زیرا با توجه به آنکه ممکن است بخشی از مخاطبان چنین کتابهایی دسترسی به استاد نداشته باشند، باید مثال و تمرین کافی در آنها گنجانده شود.
در ادامه دکتر مهدوی به بیان نکاتی در مورد کتاب زیستشناسی دورة پیشدانشگاهی پرداخت. یکی از نکات مطرحشده این بود که گاهی در مقدمة چنین کتابهایی برخی اهداف کلی مطرح میشود که این کتاب در رسیدن به آنها تقریباً نقشی ندارد و برخی از مطالب ذکرشده در این مقدمهها هم توضیح داده نمیشود. در مورد گزینش واژهها و اصطلاحات به این نکته اشاره شد که معمولاً در سیر تألیف کتابهای درسی، که البته ترکیبی از ترجمه و تألیف هستند، به نحوة نگارش آنها بیشتر از سایر آثار موجود در بازار نشر توجه میشود. اما گاهی برخی واژهها یا اصطلاحات، از نظر ساخت یا گویایی مشکلاتی دارند؛ مثلاً «پراکنش» در این کتاب بهمعنای «پراکندگی» بهکار رفته است درصورتیکه معنای آن پراکنده کردن است، یا «زیستا» (در برابر viable) بهلحاظ ساخت فارسی اشکال دارد، همچنین «زندگی» بهمعنای «زیست» بهکار رفته است.